آیا سعدی از زبان یک ایرانی و شرقی سخن گفته است ؟
دیشب جایتان خالی رفتیم نمایشگاه گل و گیاه در محل نمایشگاه بین المللی مشهد .فضای بسیار دلنوازی بود ٬ بسیار خوش گذشت . تصور کنید که به یکباره از محیط آهن و فولاد و ماشین و خیابان دود وارد فضائی شوید پر از گلهای رنگارنگ و زیبا و ازدحام مردمی که هنوز هم گلارو دوست دارند.حتما بروید خوش می گذرد !
کودکان و بزرگسالانی که برنامه عصرانه کودک شبکه دو را در روز چهارشنبه مورخه ۸/۸/۸۷ دیده اند ٬ بخوبی مشاهده کردند که پت و مت ( PAT & MAT ) پس از ساختن مشروب و نوشیدن آن چقدر سرخوش شده بودند !
همه می دانیم که طهماسب مظاهری در مدت کوتاه زمامداری خویش بر خزانه بانک مرکزی میزان رشد نقدینگی را که عامل اصلی بروز بسیاری از مشکلات و نابسامانیهای اقتصادی در جامعه می باشد ٬ به میزان بی سابقه ای کاهش داد . او دست مفت خوارانی را که با اتخاذ سیاستهای اشتباه اقتصادی دولت به منابع بیت المال دست درازی می کردند کوتاه کرد.با این وجود واقعا قابل هضم نیست که چرا رئیس جمهور براحتی برکنارش کرد؟ آیا احمدی نژاد چیزهائی می داند که دیگران نمی دانند ؟ او درست به مانند جوانی تحصیل کرده و کم سن وسال می ماند که در سر سودای اصلاح ایران و حتی جهان را دارد .
به گزارش روزنامه دنیای اقتصاد گلشیفته فراهانی که برای بررسی پیشنهاد بازی در یک فیلم هالیوودی عازم آمریکا بود ممنوع الخروج شد .
درپي اقدام گلشيفته فراهاني براي بازي در يك فيلم هاليوودي، خروج وي از كشور ممنوع شد. به گزارش ايرنا، در همين رابطه يك منبع آگاه گفت: گلشيفته فراهاني بازيگر زن سينماي ايران كه پيش از اين در فيلم سنتوري ايفاي نقش كرده بود، به دنبال بازي در فيلم آمريكايي Body of Lies در كنار بازيگران هاليوود چون لئوناردو دي كاپريو و راسل كرو و كارگرداني رايدلي اسكات، پيشنهاد جديدي را براي بازي در يك فيلم هاليوودي دريافت داشت.
اين منبع آگاه تاكيد كرد: گلشيفته فراهاني روز سه شنبه براي بررسي اين پيشنهاد تازه عازم هاليوود بود كه در فرودگاه از سوي دستگاههاي ذيربط با حكم ممانعت از خروج مواجه شد.با آنكه شنيدهها حاكي از آن است كه بازيگران ايراني براي بازي در فيلمهاي خارجي موظف به اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي هستند، با اين حال وزارت ارشاد تا اين لحظه در برابر خبر بازي گلشيفته فراهاني در يك فيلم خارجي و ممنوع الخروج شدن وي موضعي اتخاذ نكرده است.

افشين مولوي
مسؤولان دانشکده مهندسي الکترونيک دانشگاه استنفورد، وقتي در سال 2003 با گروهي از دانشجويان روبرو شدند که با نمرات بي سابقه اي از پس امتحانات ورودي دوره دکترا برآمده بودند، حسابي جا خوردند. اينکه اين جوانان پر سر و صدا آمريکائي نبودند، جاي تعجب نداشت. دانشجوياني از آسيا و ساير نقاط توانسته بودند مجوز ورود به اين دوره را درآمريکا بدست آورند. به گفته مسؤولان استنفورد، نکته شگفت انگيز اين بود که اکثريت برگزيدگان از يک کشور و يک دانشگاه خاص آمده بودند: دانشگاه صنعتي شريف در ايران!
دانشگاه استنفورد به مقصد مورد علاقه فارغ التحصيلان دانشگاه شريف تبديل شده است. بروس اي وولي، رئيس سابق دانشکده مهندسي الکترونيک اين دانشگاه مي گويد، علت اين است که در حال حاضر شريف يکي از بهترين دوره هاي مهندسي الکترونيک دنيا را در اختيار دارد. با درنظر گرفتن رقباي شريف نظير دانشگاه هاي ام آي تي، کالتک و استنفورد در آمريکا، تسينگوا در چين و کمبريج در انگلستان، اين افتخار کمي براي آن دانشگاه نيست.
اعتبار دانشگاه شريف نشان مي دهد که چگونه درحالي که اظهارات جنجالي محمود احمدي نژاد و روياروئي هسته اي او با آمريکا در دنيا خبرساز مي شود، دانشجويان ايراني در حال دست و پا کردن اعتبار بين المللي براي خود به عنوان ستاره هاي علمي هستند. اين تنها مسؤولان استنفورد نبوده اند که متوجه اين نکته شده اند. در دانشگاه هاي سراسر کانادا و استراليا که دريافت ويزا با محدوديت کمتري روبرو است، جذب دانشجويان ايراني از رونق برخوردار شده است. تعداد دانشجويان ايراني در کانادا از سال 1985 تا کنون 240 درصد رشد کرده است و در استراليا هم اين تعداد ظرف پنج سال گذشته تا 5 برابر رشد کرده و به نزديک 1500 نفر رسيده است.
ضمناً دانشجويان دانشگاه شريف و ساير دانشگاه هاي معتبر ايران نظير دانشگاه تهران و دانشگاه فني اصفهان به بازيگران مهم المپيادهاي علمي بين المللي تبديل شده و جوائز فيزيک، رياضي، شيمي و مسابقات ربوتيک را به خانه برده اند. بدليل همين موفقيت هاي اخير بود که اصفهان به تازگي ميزباني المپياد بين المللي فيزيک را به عنوان افتخاري که نصيب هيچ کشور ديگري در خاورميانه نشده، برعهده گرفت چرا که هيچيک از کشورهاي همسايه ايران از کيفيت علمي دانشجويان ايران برخوردار نيستند.
شرکت هاي فني غربي هم از قافله عقب نمانده و شروع به جذب آنها کرده اند. شرکت هاي بزرگ از گوگل گرفته تا ياهو، و نيز مؤسسات تحقيقاتي غرب به استخدام صدها نفر از فارغ التحصيلان ايراني روي آورده اند. برندگان المپيادها از جذابيت ويژه اي برخوردارند. به گزارش مطبوعات ايران، 90 درصد آنها براي تحصيلات تکميلي يا کار از کشور خارج مي شوند.
دانشگاه شريف در سال 1965 توسط پادشاه سابق ايران و درحالي که قصد تأسيس يک مؤسسه عاليرتبه علمي و فني را داشت، بنيان نهاده شد. چهارچوب آن هم مطابق با راهنماي مشاوره ام تي آي تنظيم شده و بسياري از اعضاي دانشکده هاي آن را تحصيلکرده هاي آمريکا تشکيل مي دادند. (بر اساس اطلاعات مؤسسه بين المللي آموزش، ايراني ها در دوره شاه بزرگترين گروه دانشجويان خارجي مشغول به تحصيل در آمريکا را تشکيل مي دادند.) رمز ديگر موفقيت دانشگاه شريف هم به سيستم دبيرستان ايران مربوط مي شود که دانش آموزان را با مقدمات علوم آشنا مي سازد. اين چيزي است که آمريکائي ها تا پيش از کالج و دبيرستان آنرا تجربه نمي کنند.
از طرف ديگر موفقيت ايران بازتابي از تراژدي موجود در کشور است: دانشجويان ايراني چيزي بيش از اين نمي خواهند که به محض فارغ التحصيلي از آنجا دور شوند. اين براي دانشگاه ها و شرکت هاي خارجي يک فرصت است اما از سوئي، به معناي فرار جدي مغزها از جمهوري اسلامي است. رامين فرجاد يکي از فارغ التحصيلان شريف در سال 1997 که اکنون مقام اجرائي در آکوانتيناي سيليکون ولي (منطقه اي در سانفرانسيسکو و مرکز شرکت هاي متعدد الکترونيک) است گفت براي فارغ التحصيلاني ايراني شغل کافي وجود ندارد. بدتر اينکه دانشجويان ستاره ايراني که قصد ماندن در کشور براي به راه انداختن حرفه اي را دارند، از چشم داشت مسؤولان دولتي به مزاياي آنها و مانع تراشي هاي اين افراد شکايت دارند. خيلي از ايراني ها که از پس مهاجرت به غرب بر نمي آيند، رهسپار دوبي مي شوند. همانطور که يکي از فارغ التحصيلان شريف در اين شهر بندري مي گويد: «به تحصيلات ما در اينجا به نحو مناسبي ارج گذاشته مي شود. به ما فرصت موفقيت داده شده است. در ايران، جلوي ما گرفته مي شود.»
اين مشکلات طاقت فرسا، نويد خوشي را براي آينده ايران نمي دهد. اين درست است که تعداد بيشماري از دانشجويان نخبه در سالهاي اخير شکل گرفته اند و اينکه تاريخ اين کشور مملو از کاميابي ها و چهره هائي نظير ابن سينا- برجسته ترين دانشمند دنيا در قرون وسطي-، محمد خوارزمي- کاشف الگوريتم رياضي در قرن نوزدهم- و عمر خيام- منجم و رياضيدان پرآوازه بوده است. اما اگر جمهوري اسلامي مسيرش را به زودي تغيير ندهد، تمام آن تاريخ و قابليت ها بر باد خواهد رفت.
در سالهای ۱۹۷۵ و ۱۹۸۰ مذاکره کننده اصلی از طرف دولت الجزایرکه نقش میانجی میان ایران با عراق و ایران با آمریکا را داشت شخص عبدالعزیز بو تفلیقه بود . آیا اکنون و در سفر اخیر به ایران هم همین نقش را دارد ؟ آینده روشن خواهد کرد.
رئیس جمهور :
"بارها اعلام کرده ایم که حاضر به کمک به متجاوزان برای خروج از منطقه هستیم. اگر به این موضوع توجه کنند خودشان سود می برند.... به هر نفر 60 هزار تومان یارانه گندم تعلق می گیرد ، اما چقدر از این میزان بدست مردم می رسد؟ اصلن نمی رسد... تنها در عرصه جهانی در حال یک نبرد همه جانبه نیستیم ، بلکه در عرصه اقتصادی هم در داخل و خارج کشور در حال نبرد هستیم .
دولتی که از دانشگاه برآمده به کار غیر کارشناسی متهم می شود. امروز قدرت و سرعت پیشرفت جمهوری اسلامی ایران برای قدرتهای غربی خیره کننده است و این که آنها به ما فشار می آورند به دلیل آن است که به جایگاه اول جهانی باز نگردیم . ما همیشه در زمینه های علمی ،فرهنگی ،واقتصادی در جهان پیشگام بوده ایم اما طی 400 سال اخیر 2 ، 3 دولت سست و بی هویت باعث شده اند که از دنیا عقب بیفتیم.
امروز با سرعت می خواهیم این فاصله را کم کنیم و به جایگاه برتر در دنیا دست یابیم.امروز ایران در عرصه صنعت بین الملل در حوزه های سدسازی ، نیروگاهی ، سیمان ، تولید تراکتور و ماشین آلات کشاورزی و خودروسازی در حال فتح بازارهای دنیاست."
امسال سومين ساليه كه مي رويم به خانه پدري واونيست . نيست تا با خنده هاش و قرآن خواندنش باعث آرامش مابشه . چقدر ساده و بي پيرايهبود .اشعاري از حافظ راكه از حفظ بود براي ما مي خواند .هميشه قبل از اذان صبح از خواب پا ميشد وقرآن مي خواند و نمازشم مي رفت مسجد و در برگشت ماراهم بيدار ميكرد . نق زدن ماو مادرم كه ميگفت بگذار بچه ها بخوابند . هيچوقت بد كسي رانخواست . هرگز غيبت نمي كرد . زياده خواه نبود . ياد تابستوناي كودكي بخير بالاي پشت بام كلبه كوچك گلي زير نور ستاره ها ي كوير آه خدايا چقدر ستاره ديگه هرگز آنهمه ستاره نديدم . تو شباي مهتاب صداي داس و درو او نيز مي آمد ..
صبحها طلوع آفتاب چه زيبا و دلنشين بود . لحظات اوليه آن سايه ها چقدر بلندند درست به بلندي ابديت .ياد ديمزارهاي خربزه و هندوانه بخير اگه از لحظه كاشتن باآن باشي و رشد شبانه اش را احساس كني .سايه كلبه گلي وكوزه هاي سفالی با گوني خيس روي آن و آب خنكش تو ظهر تابستون كوير .چايي كه رو آتش درست مي شد وخستگي كار و...خربزه هاي شيرين " سفيد محمودي " و "خاقاني " و " كله " هندوانه شيشه كپ و دستنبوهاي رنگي و كوچك خوشبو .
دويدنهاي شبانه دنبال موشهاي دوپا ( نوعي موش كوچك كه داراي دودست بسيار كوچك وپاهاي بزرگتر و دم دراز بود و دويدنش دقيقا مشابه كانگورو است ) ديگه هيچوقت از آن موشها نديدم .ياد همه آنها بخير در واقع بهترين كودكي را داشته ام .آنشب از خانه خواهرم به خانه پدراومديم .روي تخت توي حياط خوابيده بود پا شد وگفت براي خودتان رختخواب بياور و از خوابي كه ديده بود وآن لحظه اصلا جدي نگرفتم برایمان گفت .آنشب امير حسين نمي خوابيد.پدر هم صبح زودتر از هميشه از خواب پاشده بود و صداي قرآن خواندنش مي آمد من توحالت خواب وبيداري متوجه چند دفعه بيرون رفتن و نگاه كردن او به ستاره ها شدم .آخه هميشه از روي مكان قرار گرفتن آنها در آسمان متوجه مي شد كه كي اذانه و كي سپيده مي زنه .ناگهان صداي بهم خوردن در آمد با عجله برخواستم ديدم كه پشت در روي زمين نشسته سرش را روي زانو گذاشتم ودر يك لحظه همه چي از جلوي چشمم رژه رفت . خدايا اگه او هم مثل عمو افتاده بشه و فلج بشه چه خواهد شد . متاسفانه در آن لحظه هم شاید به فکر خودم بودم . ولي او با خودش زمزمه اي داشت كه من آن موقع نفهميدم و فكر كردم آب مي خواهد در حالی که او شهادتينشو گفت وآرام جان داد .
مهندس نصرالله جهانگرد ٬ سرپرست قبلی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و دبیر سابق شورای عالی اطلاع رسانی ٬ نامی آشنا در زمینه IT و صنعت مخابرات وارتباطات می باشد . وی از جمله مدیران خوش فکر و آینده نگر در زمینه مورد اشاره بود که در بسیاری از زمینه ها کارنامه موفقی داشته است .
مطلب زیر با عنوان فوق به نقل از وی در خبرگزاری روز درج گردیده است :
دبير سابق شوراي عالي اطلاع رساني و نماينده ويژه رييس جمهور خاتمي در امورIT، خواستار آگاهسازي افکار عمومي از انحراف صورت گرفته در جريان خصوصي سازي مخابرات شد.
نصرالله جهانگرد عضو گروه مشاوران سازمان نظامصنفي رايانهاي در نشست "همانديشي خصوصيسازي مخابرات" گفت: "در بحث خصوصيسازي اقتصاد در کشور به خصوص در حوزه مخابرات نيز بايد مسوولان و مردم را از انحرافات صورت گرفته آگاه کرد. تجربه سالهاي گذشته ثابت کرده است که اگر يک انحرافي توسط افکار عمومي دنبال شود، مسوولان نه تنها آن را انجام نميدهند بلکه نسبت به اصلاح آن نيز اقدام خواهند کرد. اما اگر اين بحث صرفا در محافل بماند، يا افکار صاحب نظران را کنار ميگذارند و يا اينکه خدايي ناکرده موضوع را سربسته نگاه داشته و لاپوشاني ميکنند که در اين صورت با ضرر و زيان ملي روبرو خواهيم شد".
اشاره جهانگرد مشخصا بر ساختار حقوقي سازمان تنظيم مقررات يا همان رگولاتوري است که رييس آن را وزير ارتباطات منصوب مي کند و يکي از معاونت هاي وزارتخانه محسوب مي شود در حالي که بايد بر حسن انجام امور در همان وزارتخانه و اپراتورهاي بخش خصوصي نظارت کند و زمينه ساز رقابت سالم ميان اپراتور دولتي و خصوصي باشد.
دبير سابق شوراي عالي اطلاع رساني، با بيان اينکه روند کنوني خصوصيسازي به دليل فراهم نبودن بسترهاي لازم ميتواند تهديد جدي براي ادامه حيات بخش خصوصي و توسعه صنعت ارتباطات و مخابرات کشور باشد، گفت: "قرار گرفتن سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي کشور به عنوان رگولاتور در زير مجموعه وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات اشتباهي بزرگ بود که همه بايد نسبت به اصلاح آن اهتمام ورزيم.
تجربه هاي جهاني در بخش رگولاتوري نشان مي دهد که اساسا تنظيم قواعد و قوانين رگولاتوري در بخش مخابرات و ارتباطات بايد به نفع مردم و بخش خصوصي باشد چرا که ساير قطبها داراي قطبيت و اعمال فشار براي احقاق حقوقشان هستند ولي مردم به دليل ماهيت تفرق و نداشتن نماينده مستقل، قدرت اعمال نفوذ نداشته و غالبا منافع آنها به نفع گروه يا گروههاي خاصي ناديده گرفته مي شود. از سوي ديگرخصوصيسازي در مخابرات از خصوصيسازي در صنايع سنگين بسيار با اهميتتر است زيرا در تمام حوزههاي صنعتي ميتوان قطبها را به بخش خصوصي داد بدون آن که تعادل اجتماعي بر هم بخورد اما در ارتباطات و مخابرات کشور اگر خصوصي سازي با شفافيت و دقت پيگيري نشود منجر به عدم تعادل در بازار خواهد شد."
به گفته جهانگرد، سوابق مطالعاتي که دردولت خاتمي درخصوص رگولاتوري در 36 کشور جهان انجام شده است حاکي از آن است که: "در طي سال هاي 2000 تا 2002 ميلادي نمايندگان ITU به بخش مخابرات کشور مشاوره دادند و پس از ماهها کار کارشناسي ساختار جديد وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات و تفکيک آن به 4 بخش نهايي شد ولي انحراف در آن مسير از همانجايي آغاز شد که سازمان تنظيم مقررات به عنوان زير مجموعه وزارت ارتباطات ديده شد و رئيس آن به عنوان معاون وزير حکم ميگيرد و بايد تابع دستور وزير باشد. وزيري که خود صاحب شرکت مخابرات بوده و بايد تايع تنظيم مقررات باشد و لذا دور باطل ايجاد ميشود".
جهانگرد گفت: "اگر امروز مسوولي به نتايج مطالعات قبلي توجهي نميکند يعني اينکه در انجام وظايفش کوتاهي کرده چرا که سوابق مطالعات کشورهاي پيشرو در اين حوزه در دسترس است. در تمام اين مطالعات بارها و بارها عنوان شده يکسري از خدمات در ذات خود داراي انحصارات طبيعي هستند، شبکه برق، شبکه توزيع آب، و شبکه سيم مسي مخابرات از جمله مواردي است که دنيا نيز در برخورد با آنها به موضوع انحصار ذاتي آن توجه کرده است."
وي افزود: "اساسا بر مبناي مطالعاتي که صورت گرفته در اين حوزهها براي ارائه خدمات به مردم هرم ارائه خدمات تعريف شده است؛ يعني محتوي به عنوان سرويسي است که به مردم ارائه ميشود اما بستر ارتباطي و مسير انتقال چيزي نيست که بتوان ذات انحصار را از آن جدا کرد. عضو گروه مشاوران سازمان نظامصنفي رايانهاي گفت: تجربه انگلستان ميتواند در اين مورد براي کشور ما مورد توجه قرار گيرد."
او با بيان اينکه اگر رگولاتور قدرتمند داشته باشيم با فرض اينکه شرکت مخابرات را يکجا به بخش خصوصي خارجي يا داخلي واگذار کنند و حتي انحصار ذاتي شبکه سيم مسي را نيز واگذار کنند باز هم رگولاتور مستقل مي تواند در مقابلش بايستد و حقوق مردم و بخش خصوصي را در مقابل اين انحصار طلبي صيانت کند، تاکيد کرد: "وقتي نهادي را مستقر کرديم که ماموريتش مبازره با عدم تعادل در بازار و يکسانسازي فرصت رقابت براي بخشهاي فعال است ولي در عمل خود اين نهاد عامل بر هم زدن تعادل بازار ميشود، مطمئنا در تداوم بازار همه کساني که امروز در منصب قدرت و مسووليت هستند هم ضرر خواهند کرد."
به اعتقاد اين کارشناس ارشد IT، اصلاح اين انحراف و بازگردان سازمان تنظيم و مقررات و ارتباطات راديويي کشور( رگولاتوري) در چارچوب قانون به جايگاه واقعي خودش با حمايت همه جانبه قواي سه گانه، وظيفهاي است که همه فعالان بخش دولتي و خصوصي و کارشناسان و دلسوزان ميبايستي براي ادامه حيات توسعه اقتصادي سالم صنعت مخابرات و ارتباطات در کشوربدان اهتمام ورزند.
قبل از ورود به مسئله متذکر می گردم که معمولن میزان مشارکت مردم در تمام دنیا و از جمله کشورمان ایران در مرحله دوم هر انتخاباتی از مرحله اول بسیار پائین تر می باشد ٬ در این هیچ شکی نیست ولی چه لزومی به آمارسازی می باشد نمی دانم . حال به جدول زیر دقت فرمائید که حاوی اطلاعاتی در خصوص تعداد واجدین شرایط رای و همینطور تعداد آرای ماخوذه در مرحله دوم انتخابات مجلس در سه حوزه انتخابیه مشهد و کلات ٬ سبزوار و قوچان در استان خراسان رضوی می باشد. همانگونه که مشخص است درصد مشارکت در حوزه مشهد و کلات ۱۸ ٬ سبزوار ۴۲ و در حوزه قوچان هم ۵۶ می باشد . با محاسبه تعداد کل آرای ماخوذه در سه حوزه که رقم ۵۱۷۱۷۷ می باشد و تقسیم آن بر تعداد کل واجدین شرایط رای که عدد ۲۱۵۵۷۳۰ می باشد ٬ میزان مشارکت مردم در خراسان رضوی در مرحله دوم انتخابات عبارت است از ۲۴ درصد . جالب است که درصد مشارکت توسط رئیس محترم ستاد انتخابات در این استان ۳۹ اعلام شده است (که به قول ایشان ۱۱ درصد از دوره قبل بیشتر است )٬ یعنی میانگین حسابی سه عدد ۱۸ و ۴۲ و ۵۶ ٬ این هم نمونه ای از نوآوری در ریاضیات و آمار !
| درصد مشارکت | تعداد آرای ماخوذه | تعداد واجدین شرایط | حوزه |
| ۱۸ | ۳۰۷۱۸۸ | حدود ۱۷۰۶۶۰۰ | مشهد |
| ۴۲ | ۱۲۴۲۳۴ | حدود ۲۹۶۰۰۰ | سبزوار |
| ۵۶ | ۸۵۷۵۵ | حدود ۱۵۳۱۳۰ | قوچان |
| ۲۴ | ۵۱۷۱۷۷ | حدود ۲۱۵۵۷۳۰ | جمع |
همانگونه که انتظار می رفت سرانجام داود دانش جعفری هم در بین راه از قطار سریع السیر آقای احمدی نژاد پیاده شد و بغضش ترکید ! تعجب است که چرا آقایان طی سه سال گذشته تصمیمات به قول خود شان غیر کار شناسی رئیس جمهور را اطاعت نموده اند و هیچ مخالفت آشکاری هم با آنها ننموده اند ؟ مگر همان اول کار ایشان میثاق نامه معروف را امضا نکرده بود ؟ کاش همه ما در جهت حفظ منافع ملت روراست باشیم و فقط به فکر منافع گروهی خاص نباشیم. به هرحال آقای دانش جعفری خیلی از مشکلات را - هرچند دیر - گفت و مشکل اصلی رئیس جمهور را مشاوران او دانست که براستی پاشنه آشیل احمدی نژاد است.
به نظر شما ٬ صحبتها و نامه نگاری اخیر بین رئیس جمهور و ریاست محترم مجلس شورای اسلامی در روزهای گذشته در ارتباط با عدم ابلاغ تعدادی از مصوبات قانونی توسط رئیس جمهور نشانگر چیست ؟ به نظر من که همیشه آموخته ام درگیر "توهم توطئه" باشم این بیشتر یک جنگ زرگری برای افزایش محبوبیت رئیس مجلس در بین طیف میانه روی نمایندگان برای ریاست مجلس و شاید هم با دوراندیشی بیشتری برای افزایش محبوبیت آقای حداد عادل نسبت به آقای احمدی نژاد برای انتخابات ریاست جمهوری دهم در نزد اصلاح طلبان باشد !
"بخش خصوصی و شروع عملیات اجرایی خط آهن سریع السیر مشهد - بجنورد - گرگان" عنوان گزارش و مصاحبه ای است با مجری طرح مذکور که در روزنامه خراسان مورخه ۲۸/۱/۸۷ چاپ شده است . با نگاهی به مشخصات اصلی پروژه که ذکر شده ( حد اکثر سرعت ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت ٬ مدت کل پروژه ۵ سال ٬ ...) و با صرف نظر از تاخیرهای احتمالی و سایر موارد به این نتیجه می رسیم که ما در ۵ سال دیگر یعنی در سال ۱۳۹۲ با کمک کنسر سیومی متشکل از چند شرکت اروپائی و ایرانی ٬ صاحب خط آهنی سریع السیر با سرعت حد اکثر ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت خواهیم شد !!
با توجه به موارد مشابه دیگری مانند قطار شهری مشهد و ... ٬ جای خالی کارشناسی در پروژه ها احساس می شود . براستی چه کسانی نسبت به هدر رفتن این حجم عظیم سرمایه های ملی پاسخگو خواهند بود ؟
همانگونه که می دانید دو روز قبل در جریان وقوع انفجاری در حسینیه ای در شیراز ٬ تعدادی از هموطنان عزیزمان کشته و تعداد بیشتری نیز مجروح شدند . مطلبی که در این خصوص جالب می باشد نحوه پوشش خبری این واقعه از سوی صدا و سیما و بیان دلیل یا دلایل وقوع انفجار از زبان مسئولین مختلف انتظامی و محلی استان فارس می باشد که نشانگر سر درگمی عزیزان است . بر خود لازم می دانم که خدمت دوستان عزیز عرض کنم که زیاد نگران نباشند ٬ اصولن مردم مهربان ما به اینگونه بررسیهای بلند مدت و در نهایت عدم بیان دلایل عادت دارند و بزودی فراموش خواهند کرد!