تبليغاتX
حلوای شیرین
بنازک مشربان دیگر نباشد در جهان توشه - خوشا پالوده شکر خوشا حلوای افروشه

بعضی شبها برای پسرم که ۵/۴ سالشه قصه می گویم ٬ قصه هائی که اغلب به عبارت " قصه ما به سر رسید   کلاغه به خونش نرسید    رفتیم بالا دوغ بود     اومدیم پائین ماست بود   قصه ما راست بود " ختم می شود . شب پیش که قصه ما به سر رسید پسرم با تعجب پرسید : بابا چرا هیچوقت قصه ای که میگی چپ نیست !؟

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت   توسط علیرضا افروشه  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت   توسط علیرضا افروشه  | 

با کتاب تاریخ تحلیلی اسلام و در دوران تحصیل دانشگاه با او آشنا شدم و شیفته تحلیلهای بی طرفانه وی گشتم . بزرگمردی از سلاله بزرگان و فرهیختگان از میان مارفت و جای خالی او پر نخواهد شد .همان گونه که جای خالی دهخدا ٬ زرین کوب ٬معین ٬ احمد آرام و ... پر نشد.

                                                    دکتر سید جعفر شهیدی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت   توسط علیرضا افروشه  | 

آنچه در ادامه می آید عین گزارش پایگاه خبری روز  در ارتباط با فرهاد مهراد می باشد :

‏بيست و نهم دي ماه سال روز تولد فرهاد مهراد است، آوازخواني که پيش از رسيدن به 60 سالگي ما را ترک ‏کرد. مردي که صدايش جزيي از خاطره جمعي دو نسل بود و زماني براي ابد خاموش شد که سال ها قبل از ‏آن، کوردلان شنيده شدن صدايش را ممنوع کرده بودند. شايد اين تقدير وطن ناسپاسي بود که حتي استخوان ‏هاي عزيزش از آن او نشد و خاکسترش کيلومترها دورتر-در پاريس- مدفون گشت. سال روز فقدان اين ‏صداي با صلابت و مژده دهنده عدل و داد و يادي از او شايد بتواند تلنگري به وجدان هاي خفته اي باشد که ‏ايران را سرزمين فراموش كاران و فراموش شدگان مي خواهند...‏
‏ ‏
farhad1.jpg

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت   توسط علیرضا افروشه  | 

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت،                                                                                           سرها در گریبان ست .                                                     

کسی سر برنیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را .

نگه جز پیش پا را دید ، نتواند ،

که ره تاریک و لغزان ست .

وگر دست محبت سوی کس یازی٬

به اکراه آورد دست از بغل بیرون ؛

که سرما سخت سوزان ست .

 

نفس ، کز گرمگاه سینه می آید برون ، ابری شود تاریک .

چو دیوار ایستد در پیش چشمانت .

نفس کاینست ، پس دیگر چه داری چشم

ز چشم دوستان دور یا نزدیک ؟

مسیحای جوانمرد من ! ای ترسای پیر پیرهن چرکین !

هوا بس ناجوانمردانه سردست ... آی ...

دمت گرم و سرت خوش باد !

سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای !

 

منم من ، میهمان هر شبت ، لولی وش مغموم .

منم من ، سنگ تیپا خورده رنجور .

منم ، دشنام پست آفرینش ، نغمه ناجور .

 

نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بیرنگ بیرنگم .

بیا بگشای در ، بگشای ، دلتنگم .

حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد .

تگرگی نیست ، مرگی نیست .

صدائی گر شنیدی ، صحبت سرما و دندانست .

 

من امشب آمدستم وام بگزارم .

حسابت را کنار جام بگذارم .

چه می گوئی که بیگه شد ، سحر شد ، بامداد آمد ؟

فریبت می دهد ، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست .

حریفا ! گوش سرما برده است این ، یادگار سیلی سرد زمستانست .

و قندیل سپهر تنگ میدان ، مرده یا زنده ،

به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود ، پنهانست .

حریفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز یکسان ست .

 

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت .

هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دستها پنهان ،

نفسها ابر ، دلها خسته و غمگین ،

درختان اسکلتهای بلور آجین ،

زمین دلمرده ، سقف آسمان کوتاه ،

غبار آلوده مهر وماه ،

زمستان ست .

                                                                                            " مهدی اخوان ثالث "

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت   توسط علیرضا افروشه  | 

آقای قالیباف در سخنان اخیرشان به دو نکته مهم اشاره کرده اند :

- می خواهند همه مردم را گدا بار بیاورند !       - بت پرست قرن بیست و یکم شده ایم !

این سخن ازبسیاری جهات سخن بزرگ ودرستی است که بارهابیان شده است ولی نه از زبان آقای قالیباف . قبلا می شنیدیم که یکی از توطئه های استعمار پیر انگلیس این است که فارسها ( ایرانیان ) گرسنه بمانند تا آرام گردند !

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت   توسط علیرضا افروشه  | 

امروز اول دیماه است و طبق قول متولیان بورس و مدیران شرکت مخابرات می باید سهام این شرکت جهت کشف قیمت به بورس عرضه می شد . ولی همانگونه که دیدید این اتفاق نیفتاد و دلیل این مسئله نیز وجود تناقضات وابهامها و مشکلات خاصی است که در این مسیر وجود دارد . تازمانی که این مسائل نیز حل نشود اتفاق خاصی نخواهد افتاد . فقط می ماند خراب شدن وجهه شرکت مخابرات در اذهان عمومی و خصوصا بازارهای بین المللی . حال فکر می کنید این مشکلات و تناقضات چیست ؟

اگر کمی دقت کنید متوجه می شوید که این معضلات دقیقا همانهائی هستند که در مقیاس بزرگتر در کل اقتصاد و اجتماع ایران وجود دارد و تا زمانی که به صورت اساسی ریشه یابی و حل و فصل نشود ٬ هر فعالیتی هم که در زمینه خصوصی سازی انجام شود بی نتیجه و ناموفق خواهد بود .

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت   توسط علیرضا افروشه  |